مبارزه با نفس به معنای پاسخ منفی به برخی دل‌بخواهی‌ها و خواسته‌های نابجای نفس است و اولین مراحل آن در کودکی با فراگیری حیاء و ادب آغاز می‌شود. حیاء نوعی خودداری است، و ادب برنامه‌ای مستمر است که شامل یک سلسله مقررات و احترام به اطرافیان است. رسول خدا(ص) درباره حیا می‌فرمایند: الحیاءُ هُو الدِّینُ کلُّهُ(کنزالعمال/۵۷۶۱) و «الحیاءُ مِفْتاحُ کُلِّ الخَیرِ»(غررالحکم/۳۴۰) امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «حیاء انسان را از هر زشتی باز می‌دارد؛ الحیاءُ یَصُدُّ عنْ فِعْلِ القَبیحِ»(غررالحکم/۱۳۹۳)

حیاء را شاید بتوان حداقل مبارزه با نفس دانست که اگر کسی از آن محروم بود، در او هیچ امید و خیری نیست. لذا در روایات متعدد از رسول خدا(ص) آمده است که فرمودند: از ضرب‌المثل‌های پیامبران(ع)، جز این سخنِ مردم بر جاى نمانده است: اگر حیا نداشتى، دیگر هر کارى می‌‌خواهى بکن. (یعنی دیگر به خیر تو امیدی نیست)؛ لَمْ یَبْقَ مِنْ أَمْثَالِ الْأَنْبِیَاءِ ع إِلَّا قَوْلُ النَّاسِ إِذَا لَمْ تَسْتَحْیِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ»(عیون اخبار الرضا/۲/۵۶)

ادب را هم باید اولین برنامه مبارزه با نفس دانست که در صورت پایبندی به آن، موجب اصلاح انسان می‌شود. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «ادب خوب، عامل تزکیۀ اخلاق است؛ سبَبُ تزکیةِ الأخلاقِ حُسنُ الأدبِ»(غررالحکم/۵۵۲۰) و نیز می‌فرماید: بهترین چیزی که پدران برای فرزندان به میراث می‌گذارند، ادب است؛ خیرُ ما وَرّثَ الآباءُ الأبناءَ الأدبُ»(غررالحکم/۵۰۳۶) ادب نیز مانند مبارزه با نفس و تقوا، از جنس اجتناب و خویشتنداری است: «کَفاکَ أدبا لنفسِکَ اجتِنابُ ما تَکْرهُهُ مِن غیرِکَ»(نهج البلاغه/حکمت۴۱۲) و در جای دیگر نیز امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «خویشتندارى(ایستادن در برابر خواهش نفس) در بیم و امید، از برترین ادبهاست؛ ضَبْطُ النّفْسِ عندَ الرَّغَبِ و الرَّهَبِ مِن أفضلِ الأدبِ»(غررالحکم/۵۹۳۲)

با توجه به روایات، اولین دورۀ آموزشی مبارزه با نفس برای فرزندان از سن ۷ سالگی آغاز می‌شود. پدر و مادر از سن هفت سالگی باید رعایت «ادب» را به فرزندان خود آموزش بدهند تا بچه‌ها اصل مبارزه با هوای نفس را درک کرده و بدانند که باید با «دلم می‌خواهد»های نابجای خودشان مبارزه کنند. طبق دستور اسلام، ادب و نظم را از ۷ تا ۱۴سالگی و در خانواده باید یاد گرفت، نه از ۱۸ سالگی و در سربازی که امروزه برخی پسرها تنها در طول خدمت سربازی رعایت نظم و برخی آداب را تمرین می‌کنند؛ ۱۸ سالگی برای این منظور خیلی دیر است. (قَالَ الصَّادِقُ ع: دَعِ ابْنَکَ یَلْعَبْ سَبْعَ سِنِ ینَ وَ یُؤَدَّبْ سَبْعَ سِنِینَ وَ أَلْزِمْهُ نَفْسَکَ سَبْعَ سِنِینَ فَإِنْ أَفْلَحَ وَ إِلَّا فَإِنَّهُ مِمَّنْ لَا خَیْرَ فِیهِ؛ من‏لایحضره‏الفقیه/۳ /۴۹۲) و (قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع:‏ یُرَبَّى الصَّبِیُّ سَبْعاً وَ یُؤَدَّبُ سَبْعاً وَ یُسْتَخْدَمُ سَبْعاً؛ من‏لایحضره‏الفقیه/۳ /۴۹۳)

بر اساس روایات، بچه از ۷ تا ۱۴ سالگی باید مانند یک عبد در مقابل ارباب قرار بگیرد(الْوَلَدُ سَیِّدٌ سَبْعَ‏ سِنِینَ‏ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنِینَ وَ وَزِیرٌ سَبْعَ سِنِینَ؛ وسائل ‏الشیعة/۲۱/۴۷۶) البته پدر و مادر مانند یک ارباب مهربان هستند و دستوراتشان را با نرمش و مهربانی به بچه می‌گویند، ولی بچه باید همان‌طور که یک سرباز از فرماندۀ خودش اطاعت می‌کند، از آنها اطاعت کند. در این هفت سال زندگی کودک باید توام با نظم و مقررات (و از این لحاظ تا حدودی شبیه پادگان) باشد، تا بچه در این محیط، رعایت نظم و ادب را یاد بگیرد. بچه باید کارهایی مثل مرتب کردن وسایل شخصی و محل زندگی، رعایت وقت خواب و بیدار شدن، احترام به بزرگتر و خیلی از آداب را در این سال‌ها رعایت کند تا بفهمد که دنیا جای راحت‌طلبی و بی‌مبالاتی نیست.

پدر و مادرها نباید از سر دلسوزی‌های بی‌جا و به خاطر اینکه رعایت کردن این آداب، برای فرزندشان کمی سخت است، او را از این کارها معاف کنند. باید بدانند که این سختی‌ها‌ در ذات زندگی دنیا وجود دارد و این مخالفت با هوای نفس برای رشد و تربیت فرزندشان لازم و ضروری است.

البته آموختن مقررات و الزام کودکان به نظم باید توام با مهربانی و نشاط باشد. و برای اینکه نظم پذیری برای فرزندان آسان شود باید پدر و مادر خود در این زمینه الگو باشند.

ارسال دیدگاه


مجمع ملی فعالان اردوهای فرهنگی رحیل

تماس با ما

تهران-خیابان میرزای شیرازی-خیابان ناهید-پلاک 10-واحد چهار

info@rahil.ir

021-88945066

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید !

     
مسیر امید سناسنتر فصل رویش رحیل